مروري بر فيلم اقليما
داستان اين فيلم تقريبا تكراري است. توطئه براي به جنون رساندن زني ثروتمند كه قبل اين در پرده فيلم آخر نيز به شكلي ديگر روايت شده است. صحنه هاي فراواني در اين فيلم وجود دارد كه حساب اين فيلم را از ديگر فيلمها جدا ميكند. به طور مثال در صحنهاي كه سارا با نقشآفريني پانتهآ بهرام، استكان چاي را روي ميز ميگذارد و به تلفن پاسخ ميدهد و پس از آن نيمه پر چاي نشان داده ميشود و صحبتهاي روانشناس، يكي از صحنههاي فوقالعاده اين فيلم است.
اقليما از معدود فيلمهاي به نمايش درآمده است كه يك داستان معمولي را با كار خوب گروه كارگرداني و تدوين عالي به اثري درخور توجه تبديل كرده است. حتي پايانبندي فيلم كه براي برخي غيرطبيعي است، بيشتر جنبه نمادين دارد چون در برخي موارد فيلم به سمت سوررئال پيش ميرود و همين فضا باعث شده كه كارگردان از پايانبندي نمادين استفاده كند.
نشان دادن مرد در بياباني بيآب و علف با رنگهاي روشن، نشاندهنده برزخ است و نشان از روح پرتلاطم و ناآرام مرد دارد و به خوبي احساس عذاب وجدان او را به مخاطب منتقل ميكند.
اما اين فيلم اشكالاتي نيز دارد كه از آن جمله ميتوان به نورپردازي و طراحي صحنه نه چندان خوب اين فيلم اشاره كرد. به عنوان مثال لوكيشني كه براي اين فيلم انتخاب شده براي چنين فيلمي بيش از حد روشن و پرنور است. چند ايراد كوچك ديگر نيز در اين فيلم وجود دارد كه اگر با دقت بيشتري روي آن كار ميشد ميتوانست به بهتر شدن اين فيلم كمك شاياني كند. مثلا در صحنهاي كه پدر سارا بر فراز برج ميلاد با وكيلش تماس ميگيرد، صحنه برج ميلاد غروب است اما نور آفتاب در دفتر وكيل به هيچ وجه نور غروب نيست با اين حال نقاط قوت اين فيلم بيشتر از نقاط ضعف آن است و در كل ميتوان آن را فيلم خوب و مطرحي در سينماي ايران دانست.
اقليما كه به كارگرداني محمدمهديعسگرپور، گام بزرگي در جهت بهبود وضعيت سينماي ايران محسوب ميشود، فيلمي است كه هم منتقدان را راضي نگه ميدارد و هم ميتواند ارتباط خوبي با مخاطب عام برقرار كند و حتي باعث شود كه سطح سليقه عام نيز بالا رود
ادامه مطلب
سفارشی - ويژه
The Hills Have Eyes
با توجه به پیشنهاد سیاوش => مختصری از عوامل و توضیحات فیلم " The Hills Have Eyes " رو براتون گذاشتم
ادامه مطلب
فيلم های روز سينمای جهان
88 دقیقه
کارگردان : جان آونت.
فیلمنامه : گری اسکات تامپسون.
موسیقی : اد شیر مور.
مدیر فیلمبرداری : دنیس لنوآر.
تدوین : لری وبستر.
طراح صحنه : تریسی گالاکر.
بازیگران: آل پاچینو [جک گرم] ، آلیشا ویت [کیم کامینگز] ، لی لی سوبیسکی [لورن داگلاس] ، امی برنمن [شلی برنز] ، ویلیام فورسایت [فرانک پارکس] ، دبرا کارا اونگر [کارول] ، بنجامبن مکنزی [مایک استمپ] ، نیل مک داناف [جان فورستر] ، لی کرینز [سارا پولارد] ، استیون مویر [گای لافورگ].
مدت : 95 دقیقه
محصول 2007 آلمان ، آمریکا.
خلاصه داستان :
جک گرم استاد دانشگاه و روانشناس موفق پلیس سیاتل است که بر اساس شواهد یافته شده توسط او قاتلی سریال به نام جان فورستر حکم اعدام دریافت کرده است. جان فورستر مصاحبه ای با یکی از شبکه های تلویزیونی جک را به دستکاری در شواهد و ترغیب خواهر یکی از مقتولینش به شهادت علیه او متهم می کند.صبح روزی که باید فورستر اعدام شود ، جک زمانی که به دفتر کار خود می رسد خبردار می شود یکی از بیمارانش شب گذشته به قتل رسیده است. پلیس بر اساس شواهدی که یافته ابتدا ظن بی گناهی فورستر را به میان می کشد ، چون قتل بسیار شبیه به قتل های پیشین است که فورستر متهم به انجام آنهاست. اما جک این فرضیه را رد می کند و فرضیه وجود یک مقلد را پیش می کشد. جک در راه دانشگاه تلفنی از فرد ناشناسی دریافت می کند که به او می گوید 88 دقیقه بیشتر از زندگیش باقی نمانده است. این 88 دقیقه برای جک تداعی کننده حادثه ای بسیار تلخ در گذشته است. حادثه ای که هیچ کس از آن خبر ندارد. در کلاس تهدید های تلفنی دیگری دریافت می کند و هنگام خروج دوستش کاراگاه فرانک پارکس به سراغش آمده و او را متهم به قتل بیمارش و قتل های دیگری که در این فاصله رخ داده می کند. جک از او می خواهد تا دقایق باقی مانده از 88 دقیقه معهود را به وی فرصت بدهد تا قاتل اصلی را بیابد. فرانک می پذیرد و جک خیلی زود با زنجیره ای از توطئه گران رو به رو می شود که از دوستان و شاگردانش تشکیل یافته است.





_files/th-9_300dpi.jpg)
_files/th-6_300dpi.jpg)
_files/th-10_300dpi.jpg)






